آموزش پس انداز به کودکان با یک داستان بامزه و شیرین از ماجراهای بامزه کیان و قلکی
اگر هنوز قسمت اول ماجراهای بامزه کیان و قلکی را نخواندهاید، پیشنهاد میکنیم ابتدا داستان «ماجرای بامزه کیان وقلکی(فرق نیاز و خواسته» را بخوانید و بعد همراه کیان وارد این ماجرای جدید شوید.
سلام به همه بچه های عزیز و دوست داشتنی آرتیکده! امروز اومدیم تا با یکی دیگه از ماجراهای بامزه کیان و قلکی همراه بشیم.
تو یه روز گرم تابستونی، کیان و مامانش تو فروشگاه در حال خرید بودند. کیان به مامانش کمک میکرد تا چیزهایی که خریدند رو داخل سبد بذارند.

یه دفعه کیان نگاهش افتاد به قسمت اسباب بازی های فروشگاه، خدای من!! همون دایناسور کنترلی خفنی که قبلا فیلمشو دیده بود و همیشه دوست داشت بخره.
از اینایی که دهنشو باز و بسته میکنه و راه میره. کیان با کلی ذوق به مامان گفت: مامان مامان نگاه کن همونی که همیشه آرزوش رو داشتم
مامان کیان با مهربونی لبخند زد و گفت: پسرم واقعا خیلی قشنگه ولی قیمتش از پولی که الان داری خیلی بیشتره.

کیان به مامانش گفت: اجازه هست با پول خودم بخرمش؟
مامان کیان خندید و گفت: پسرم تو الان خیلی پولت کمه نمیتونی.
کیان نگاهی به جیبش کرد و دید حق با مامانشه

اون روز کیان با کلی ناراحتی برگشت خونه و با بی حالی خرید ها رو گذاشت تو آشپزخونه و رفت تو اتاقش، همون لحظه از پشت قفسه کتاب هاش یه صدایی شنید. همون صدای آشنا! تق تق تق…
قلکی یه تکونی خورد و با یه صدای بامزه ای گفت:
چی شده کیان؟ این اخمهای گنده برای چیه؟ نکنه بستنیت افتاده زمین؟
کیان جواب داد: نه. راستش یه دایناسور خیلی خفن دیدم اما پولم بهش نمیرسه
قلکی یه لبخند مهربون به کیان زد و گفت:
خب که چی؟ اینکه ناراحتی نداره. فکر میکنی هیچ وقت نمیتونی بخری؟
کیان گفت: یعنی میتونم؟
قلکی با ذوق پرید تو بغل کیان و گفت: آره پسر معلومه که میتونی من بهت یه راه خفن یاد میدم که بتونی دایناسوری که دوست داری رو بخری
کیان کلی هیجان زده شد و گفت: خب بگو چه راهی… زود باش دیگه بگو قلکی
قلکی بلند خندید و گفت:
اسمش پس اندازه! یعنی هربار یه مقدار کوچولو پول کنار بذاری تا به هدفت برسی..اینطوری میتونی با پولهایی که جمع کردی یه روز به هدفات برسیی.

کیان با کنجکاوی گفت: یعنی اگه عجله نکنم و هربار یه مقدار پول کنار بذارم میتونم اون دایناسور رو بخرم؟؟
قلکی با افتخار گفت:
«دقیقاً! لازم نیست همه پولش رو امروز داشته باشی. مهم اینه که هدفت رو فراموش نکنی و کمکم بهش نزدیک بشی.»
کیان همون لحظه با یک ماژیک رنگی روی یک برچسب نوشت:
🦖 هدف من: خرید دایناسور کنترلی
“بچه های عزیز شما میتونید قسمت اول ماجراهای بامزه کیان وقلکی رو
بعد برچسب را روی قلکی چسباند و اولین سکه را داخل آن انداخت.

از اون روز به بعد کیان هر موقع از مامانش پول تو جیبی میگرفت یا یک هدیه ای از مامان بزرگش میگرفت بخشی از اون پول رو داخل قلکی می انداخت و هربار قلکی با خوشحالی تق تق صدا میداد
و بعد چند هفته یه روز که کیان از فوتبال با دوستاش به خونه برگشت یهو دید از تو اتاقش صدا میاد: تق تق تق تق تق تق
کیان با خوشحالی سمت قلکی رفت
قلکی گفت: سلاام کیان قهرماان خوش اومدی یه خبرر خووب براات دارمم؛ بالاخره تونستیم پولی که برای خرید دایناسور کم داشتی رو به دست بیاریم

کیان از خوشحالی بال در آورد پول های تو قلکی رو بیرون آورد و شمرد. پولش اندازه همون دایناسوری شده بود که میخواست بخره.
کیان با خوشحالی سمت مامانش رفت و برای خرید دایناسور از مامانش اجازه گرفت.
مامان کیان گفت: پسرم من بهت افتخار میکنم. تو تونستی با پس انداز کردن چیزی که دوست داری رو بخری و به هدفت برسی. همین امروز بعد از ظهر میریم و اون دایناسور قشنگ رو میخریم.
کیان تا بعد از ظهر دل تو دلش نبود.هی ساعت رو نگاه میکرد بالاخره بعد از ظهر شد و کیان و مامانش به فروشگاه رفتند. وقتی به فروشگاه رسیدند کیان با خوشحالی سمت دایناسور دوید اما دوباره اخم هاش تو هم رفت و ناراحت شد
مامانش با نگرانی سمت کیان اومد و گفت: چی شده کیان؟ چرا ناراحتی؟
کیان با ناراحتی گفت: مامان دایناسورش یه کم گرون شده یعنی بازم باید پول جمع کنم ☹
مامانش لبخندی به کیان زد و گفت: پسرم حالا که ارزش پس انداز رو یاد گرفتی و برای هدفت پس انداز کردی من بهت کمک میکنم تا همین امروز این دایناسور خوشگل رو بخریم.

کیان از حرف مامانش خیلی خوشحال و ذوق زده شد. مامانش رو بغل کرد و ازش تشکر کرد.
کیان اون روز تونست به کمک مامانش اون دایناسوری که دوست داشت رو با پس اندازی که کرده بود بخره

وقتی رسید خونه یاد گرفته بود: برای به دست آوردن و رسیدن به اهدافمون باید صبر کنیم و پس انداز کنیم… و با کلی ذوق با داینسور خفنش مشغول بازی شد
قلکی از پشت قفسه بیرون اومد و زیر لب گفت:
دیدی؟ بعضی از آرزوها با عجله به دست نمیان؛ با صبر، برنامهریزی و پسانداز به واقعیت تبدیل میشن.
آموزش پسانداز به کودکان را از چه سنی شروع کنیم؟
بهترین زمان برای شروع آموزش پسانداز به کودکان، سالهای ابتدایی کودکی است. با یک قلک ساده و هدفهای کوچک میتوان این مهارت را به شکل جذاب آموزش داد.
اهمیت پسانداز برای کودکان چیست؟
اهمیت پسانداز در این است که به کودکان یاد میدهد برای رسیدن به خواستههایشان صبر کنند، برنامه داشته باشند و تصمیمهای بهتری درباره پول بگیرند.
آیا پول تو جیبی کودکان میتواند به یادگیری پسانداز کمک کند؟
بله. پول تو جیبی کودکان یک فرصت خوب است تا آنها یاد بگیرند بخشی از پول خود را خرج کنند و بخشی را برای هدفهای آینده کنار بگذارند.
چه مهارتهایی در آموزشهای مالی برای کودکان مهم هستند؟
در آموزشهای مالی برای کودکان، مفاهیمی مثل پسانداز، تفاوت نیاز و خواسته، مدیریت پول و تصمیمگیری درباره خرید اهمیت زیادی دارند.
آیا داشتن قلک برای آموزش پسانداز به کودکان مفید است؟
بله. قلک یک روش ساده و سرگرمکننده است که به کودک کمک میکند نتیجه جمع کردن پولهای کوچک را ببیند و برای رسیدن به هدفش انگیزه داشته باشد.




